یه مطلب زیبا فوریه 26, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment
فرقی نداره رنگم سیاه یا سفیده whether im blak or white
مهم اینه که همیشه قلبم پر امیده my heart is filled with pride
فقیر باشم یا پولدار سالم باشم یا بیمار rich or poor healty or ill
حقوق خوب کودک دوست داره منو بسیار the convention likes me it
فوریه 25, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment
آرزوي خسيس
از آدم خسيسي پرسيدند: بزرگ ترين آرزويت چيست؟
خسيس جواب داد: كچل شوم تا ديگر هرگز پول سلماني
ندهم.
در حياط تيمارستان
دو ديوانه در حياط تيمارستان قدم مي زدند.
ديوانه اولي به تير چراغ برق كوبيد و گفت: هر چه در اين خانه را مي زنم، كسي جواب نمي دهد.
ديوانه دومي گفت: عجيب است. چراغشان هم روشن است.
يك درجه برتر
اولي: يك فوتباليست را نام ببر كه يك درجه برتر از مارادونا باشد.
دومي: ماراسه نا.
گداي با مرام
گدا: آقا، بي زحمت دو هزار تومان بده به من ناهار بخورم.
عابر: برو بابا! من خودم هنوز ناهار نخورده ام.
گدا: عيب ندارد، پس چهار هزار تومان بده، ناهار مهمان من باش
طلبكار يا بدهكار؟
اولي: مي تواني به من ده هزار تومان قرض بدهي؟
دومي: نه، تمام دارايي ام فقط شش هزار تومان است.
اولي: اشكالي ندارد. چهار هزار تومانش را به من بدهكار مي ماني.
مرد عنکبوتی 3 فوریه 23, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment

بازیگران شاخص : Tobey Maguire, Kirsten Dunst, Church Thomas Haden, Topher Grace
کارگردان : Sam Raimi
تاریخ اکران : 4 می 2007
ناشر : Sony Pictures
�?انر : اکشن، علمی تخیلی
مدت زمان : 140 دقیقه
خلاصه داستان : پیتر پارکر بلاخره تصمیم می گیرد بین تعهد خ�?د به د�?ست دخترش �? �?ظایفش تعادلی برقرار سازد. اما بار دیگر ا�?ضاع به هم می ریزد ! هنگامی که ناگهان لباسهایش ع�?ض می ش�?د �? ت�?انایی پرش های بلند پیدا می کند ، یکباره خ�?دش نیز ع�?ض می ش�?د �? به خصلت های بد ر�?ی می آ�?رد ، چیزی که همیشه قصد مبارزه با آن را داشته است. پیتر به خ�?د مغر�?ر می گردد �? کسانی که ا�? را د�?ست دارند به فرام�?شی می سپارد. ا�? که در انتخاب میان قدرت فریبنده لباسهایش �? خصلت های نیک قهرمانی اش سرگردان مانده به یکباره با دشمنان قدرتمند جدیدی به نام مرد شنی �? �?ن�?م ر�? به ر�? می ش�?د…
باران فوریه 20, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.1 comment so far
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کنی
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
فوریه 19, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.1 comment so far
winRAR یکی از بهترين برنامهها براي كار با فايلهاي فشرده است، به كمك اين برنامه ميتوانيد فايلهاي خودتان را فشرده كنيد و حجم آنها را كاهش بدهید تا در نقل و انتقال وقت كمتري صرف شود. اين نرمافزار میتواند انواع و اقسام فرمتهای فشرده را برایتان باز كند و همچنين فرمت مورد نظرتان را براي شما بسازد. همچنين فايلهاي فشرده اجرايي توسط اين برنامه ساخته ميشود.
اين نرمافزار قادر است فايلهای RAR را تا درصد بيشتري از فايلهاي ZIP فشرده كند و اين يك مزيت براي این برنامه ميباشد كه آنرا از برنامه WINZIP محبوبتر ساخته است. اين نرمافزار به طور كامل فايلهاي RAR و ZIP را ساپورت ميكند و قادر است فايلهایی با فرمتهاي 7Z ، ACE ، ARJ ، BZ2 ، CAB ، GZ ، ISO ، JAR ، LZH ، TAR ، UUE را از فشردگي خارج كند. از خصوصيات اين نرمافزار، حجم كم، رمزگذاري و گرفتن پشتيبان و … میباشد.

از ديگر قابليت هاي اين نرم افزار:
1- ايجاد فايلهای رمزدار
2- فشردهسازي 32 و 64 بيتي
3- سبكهاي فشردهسازي متنوع
4- شكافتن فايل به حجمها و تكههاي مختلف
5- ارسال آرشيو توسط ايميل
6- وجود ويزارد قدرتمند برنامه
7- استفاده از پوستهها و تمهاي قابل دانلود از سايت برنامه
8- تبديل آرشيوها به همديگر
9- تعمير آرشيوهاي صدمه ديده
10- تبديل ارشيو به فايل اجرايي
فوریه 9, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment

داستان الاغ واهو فوریه 9, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment
آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
فوریه 9, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment

فوریه 9, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment
ببینید و بخندید فوریه 8, 2008
Posted by زاقول !!! in Uncategorized.add a comment

